تصویر لغت diet

diet

adjective, noun, verb

رژیم غذایی

/ˈdaɪ.ət/

مترادف‌ها

dieting

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun, verb

درس

Diet

جملات مثال (6)

To save meat for the troops, civilians were asked to cut it from their diets one day each week.

برای صرفه‌جویی در گوشت برای نیروها، از غیرنظامیان خواسته شد یک روز در هفته آن را از رژیم غذایی خود حذف کنند.

Those are the backbone of a diet good for both people and planet.

این‌ها ستون فقرات یک رژیم غذایی مفید برای انسان و سیاره هستند.

Wild cats pose an outsized threat to birds, which make up half their diet.

گربه‌های وحشی تهدید بزرگی برای پرندگان هستند که نیمی از رژیم غذایی آن‌ها را تشکیل می‌دهند.

All the more reason, then, to take good care of it with a healthy, balancing diet.

دلیل بیشتری است که با یک رژیم غذایی سالم و متعادل از آن مراقبت کنیم.

The zoo weighs them biweekly to make sure their diet is balanced and right.

باغ‌وحش هر دو هفته یک‌بار آن‌ها را وزن می‌کند تا مطمئن شود رژیم غذایی‌شان متعادل و مناسب است.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «diet» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «diet» در آزمون TOEFL

لغت "diet" (به فارسی: رژیم غذایی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdaɪ.ət/ است. مترادف‌های این کلمه شامل dieting می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «diet» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان