
oily
صفتروغنی
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتدرس
Dietجملات مثال (6)
The liquid has an oily feel.
مایع احساس روغنی دارد.
The salad dressing was very oily.
پانسمان سالاد بسیار روغنی بود.
Around the nose and in the center of the forehead can give the look of oily skin.
در اطراف بینی و در مرکز پیشانی می تواند ظاهر پوست روغنی را نشان دهد.
Rub the now- oily , yellow side of the peel all the way around the rim of the wine glass.
قسمت زرد و روغنی را که اکنون به صورت روغنی وجود دارد ، در اطراف لبه لیوان شراب مالش دهید.
Check out our guides to the best primers out there for dry skin to oily skin.
راهنماهای ما را در مورد بهترین آغازگرهای موجود در آنجا برای پوست خشک به پوست روغنی بررسی کنید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «oily» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «oily» در آزمون TOEFL
لغت "oily" (به فارسی: روغنی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɔɪ.li/ است. مترادفهای این کلمه شامل greasy, sebaceous, fulsome میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «oily» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان