
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
Take him at his word, writes columnist Mark Z. Barabak.
او را به قول خود ببرید ، می نویسد ، مارك Z. Barabak ، ستون نویس می نویسد.
Joseph Goodman is the lead sports columnist for AL.com.
جوزف گودمن ستون نویس اصلی ورزش برای AL.com است.
Red Smith, the famed sports columnist , wrote that dying is easy.
رد اسمیت ، ستون نویس مشهور ورزش ، نوشت که مرگ آسان است.
Roman made her name as a food columnist and the host of cooking videos for Bon Appétit and the Times.
رومن نام خود را به عنوان یک نویسنده مواد غذایی و میزبان فیلم های آشپزی برای Bon Appétit و The Times ساخت.
Like a bunch of the recipes here, this one is from our Nourish columnist , Ellie Krieger.
مانند یک دسته از دستور العمل ها در اینجا ، این یکی از ستون نویس تغذیه کننده ما ، الی کریگر است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «columnist» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «columnist» در آزمون TOEFL
لغت "columnist" (به فارسی: ستوننویس) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkɑː.ləm.nɪst/ است. مترادفهای این کلمه شامل editorialist میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «columnist» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان