
breakup
noun, verbجدایی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
They had a bad breakup.
آنها جدایی بدی داشتند.
The breakup made her cry.
جدایی باعث شد او گریه کند.
Breakups are hard for both people.
جدایی برای هر دو نفر سخت است.
After the breakup, he moved out of town.
بعد از جدایی، او از شهر رفت.
Some breakups are peaceful, others are painful.
برخی جداییها آراماند، برخی دردناک.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «breakup» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «breakup» در آزمون TOEFL
لغت "breakup" (به فارسی: جدایی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbreɪkˌʌp/ است. مترادفهای این کلمه شامل dissolution, detachment, separation میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «breakup» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان