
accessory
adjective, nounلوازم جانبی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He is wanted as an accessory to murder.
او به عنوان لوازم جانبی قتل تحت تعقیب است.
The accessories were easy to twist and lock into the base, too.
لوازم جانبی نیز به راحتی پیچ و تاب و قفل در پایه بودند.
For a dress and all the accessories , this pink pick is kind of a steal, too.
برای یک لباس و تمام لوازم جانبی ، این انتخاب صورتی نیز نوعی دزدی است.
The deer's body forms the oval ring dish, and its antlers are a hanging rack for small accessories.
بدن گوزن ظرف حلقه بیضی را تشکیل می دهد ، و آنتی که آن را برای لوازم جانبی کوچک آویزان است.
The accessory will sell for $30 and will include a card for a free entrée at the chain.
لوازم جانبی با قیمت 30 دلار به فروش می رسند و یک کارت برای یک شرکت کننده رایگان در زنجیره شامل می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «accessory» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «accessory» در آزمون TOEFL
لغت "accessory" (به فارسی: لوازم جانبی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /əkˈses.ər.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل adjuvant, appurtenant, accoutrement میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «accessory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان