
bikini
اسمبیکینی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
This was the same year the world birthed car phones and the bikini.
این در همان سال بود که در جهان تلفن های اتومبیل و بیکینی متولد شد.
In a nude bikini and white minidress cinched at the waist with a belt.
در یک بیکینی برهنه و مینیدرس سفید با کمربند در کمر قرار گرفت.
The singer posed for the camera in an adorable Montce Swim bikini and wide-brim hat.
این خواننده برای دوربین در یک بیکینی شناگر شایان ستایش و کلاه گسترده ای قرار گرفت.
In the clip, the pop diva spins around in a pink bikini bottom and a white cropped blouse.
در این کلیپ ، پاپ دیو در پایین بیکینی صورتی و یک بلوز خرد شده سفید می چرخد.
Demi Moore has spent a lot of time on-screen — and off — in a bikini.
دمی مور زمان زیادی را در صفحه نمایش در یک بیکینی سپری کرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bikini» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «bikini» در آزمون TOEFL
لغت "bikini" (به فارسی: بیکینی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /bəˈkiː.ni/ است. مترادفهای این کلمه شامل two-piece میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bikini» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان