
numbing
صفتبیحسکننده
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
A stroke can cause one side of your body to go numb.
سکته مغزی می تواند باعث شود یک طرف بدن شما بی حس شود.
The side of my face was still numb an hour after the surgery.
طرف صورتم هنوز یک ساعت بعد از عمل بی حس بود.
Her son had died and she just felt numb.
پسرش درگذشته بود و او فقط احساس بی حسی کرد.
He stood there numb with fear.
او با ترس در آنجا بی حس شد.
I had a numb feeling in my toes.
احساس بی حسی در انگشتان پا کردم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «numbing» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «numbing» در آزمون IELTS General Training
لغت "numbing" (به فارسی: بیحسکننده) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /nʌm/ است. مترادفهای این کلمه شامل numb, benumb, dull میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «numbing» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان