
crisp
adjective, noun, verbتُرد
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The stereo's sound is crisp and clear.
صدای استریو واضح و واضح است.
I put on a crisp shirt and tie.
پیراهن و کراوات ترد را پوشیدم.
The pool is cool, blue, and awaiting your crisp dive in.
استخر خنک ، آبی و در انتظار شیرجه واضح شما است.
The crisp leather bustier is the center of the look and it's paired with a brown lengthy dress.
Buster چرمی واضح مرکز نگاه است و با یک لباس طولانی قهوه ای جفت می شود.
This creates a browned, crisp crust by the time the edges of the galette turn golden brown.
این یک پوسته قهوه ای و ترد را ایجاد می کند تا زمانی که لبه های گالت به رنگ قهوه ای طلایی می چرخد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «crisp» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «crisp» در آزمون IELTS General Training
لغت "crisp" (به فارسی: تُرد) یکی از لغات مهم آزمون IELTS General Training است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /krɪsp/ است. مترادفهای این کلمه شامل nappy, frizzy, potato chip میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس جنرال به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS General Training عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «crisp» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان