
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
The stock market can be very volatile.
بازار سهام می تواند بسیار بی ثبات باشد.
She is a volatile woman.
او یک زن بی ثبات است.
The protests are increasing, creating a volatile situation in the capital.
اعتراضات در حال افزایش است و وضعیت بی ثبات در پایتخت ایجاد می کند.
The pair's volatile chemistry helps to smooth over some of the script's weak spots.
شیمی بی ثبات این زوج به صاف کردن برخی از نقاط ضعیف فیلمنامه کمک می کند.
The grid prices are volatile and can see massive spikes.
قیمت شبکه بی ثبات است و می تواند سنبله های گسترده ای را مشاهده کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «volatile» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «volatile» در آزمون GRE
لغت "volatile" (به فارسی: دمدمیمزاج) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈvɑː.lə.t̬əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل explosive, fickle میشوند. متضاد آن nonvolatile است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «volatile» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان