
to troubleshoot
رفع اشکال
جملات مثال (6)
The job isn't to be the bowl boss but to troubleshoot and promote.
کار این نیست که رئیس کاسه باشد بلکه عیب یابی و تبلیغ کنید.
Engineers back on Earth worked with the life-sized copy of the rover back on Earth to troubleshoot the issue.
مهندسان بازگشت به زمین با کپی کوچک Rover Back On Preath برای عیب یابی این مسئله کار کردند.
Casto came down from the wheelhouse, and joined Grant and other crew to troubleshoot the leak.
کاستو از ویلچر پایین آمد و برای عیب یابی نشت به گرانت و خدمه دیگر پیوست.
That leads you to ask more questions and dig deeper to troubleshoot.
این باعث می شود شما سؤالات بیشتری بپرسید و برای عیب یابی عمیق تر حفر کنید.
Here's how to get yours, and how to troubleshoot common problems.
در اینجا نحوه به دست آوردن مال شما ، و چگونگی عیب یابی مشکلات رایج آورده شده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to troubleshoot» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to troubleshoot» در آزمون GRE
لغت "to troubleshoot" (به فارسی: رفع اشکال) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtrʌb.əl.ʃuːt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to troubleshoot» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان