
جملات مثال (6)
He resolved that he would start dating again.
او حل کرد که دوباره شروع به دوستیابی خواهد کرد.
She resolved to quit smoking.
او تصمیم به ترک سیگار گرفت.
The issue of the book's authorship was never resolved.
مسئله تألیف کتاب هرگز حل نشد.
The committee resolved to override the veto.
کمیته تصمیم به نادیده گرفتن حق وتو گرفت.
They haven't been able to resolve their differences.
آنها نتوانسته اند اختلافات خود را برطرف کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to resolve» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to resolve» در آزمون GRE
لغت "to resolve" (به فارسی: حلکردن) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /rɪˈzɑːlv/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to resolve» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان