
to hyperventilate
بیش از حد نفس کشیدن
جملات مثال (6)
The boy panicked and began hyperventilating.
پسر وحشت کرد و شروع به فشار بیش از حد کرد.
The first was Tom Weeks, the owner of the hyperventilating dog.
اولین هفته تام هفته ، صاحب سگ های بیش از حد بود.
The world was on fire, and Jan was hyperventilating from fear.
جهان در آتش بود ، و جان از ترس بیش از حد بود.
In one scene Maisie freezes and hyperventilates , her eyes wide open, as Lex did when faced with raptors.
در یک صحنه ، میسی یخ زده و بیش از حد ، چشمانش باز است ، همانطور که لکس هنگام مواجهه با رپتورز انجام داد.
Finneran said two of his 12 players began hyperventilating due to the heat and had to leave the game.
فینرن گفت که دو بازیکن از 12 بازیکن وی به دلیل گرما شروع به فشار بیش از حد کردند و مجبور شدند بازی را ترک کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to hyperventilate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to hyperventilate» در آزمون GRE
لغت "to hyperventilate" (به فارسی: بیش از حد نفس کشیدن) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌhaɪ.pɚˈven.t̬əl.eɪt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to hyperventilate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان