
to dispatch
noun, verbاعزام
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
The hotel dispatched a limo to pick us up from the airport.
هتل یک لیمو را اعزام کرد تا ما را از فرودگاه انتخاب کند.
He dispatched the guard with one bullet.
او گارد را با یک گلوله اعزام کرد.
Rescue workers were immediately dispatched to the area.
کارگران نجات بلافاصله به منطقه اعزام شدند.
But the court dispatched with the agency's effort to stop the auction and force the return of the items.
اما دادگاه با تلاش آژانس برای متوقف کردن حراج و مجبور کردن بازگشت موارد اعزام شد.
There's an army of lackeys to dispatch before the big boss fight.
قبل از مبارزه با رئیس بزرگ ، یک ارتش از لک ها برای اعزام وجود دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to dispatch» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to dispatch» در آزمون GRE
لغت "to dispatch" (به فارسی: اعزام) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈspætʃ/ است. مترادفهای این کلمه شامل expedition, communique, polish off میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to dispatch» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان