
to discharge
ترخیص
جملات مثال (6)
The gun failed to discharge.
اسلحه نتوانست تخلیه شود.
The judge discharged the jury.
قاضی هیئت منصفه را مرخص کرد.
Thousands of soldiers were discharged after the war.
هزاران سرباز پس از جنگ مرخص شدند.
She's due to be discharged from the hospital on Wednesday.
او قرار است روز چهارشنبه از بیمارستان مرخص شود.
The ship discharged missiles against enemy targets.
کشتی موشک ها را در برابر اهداف دشمن مرخص کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to discharge» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to discharge» در آزمون GRE
لغت "to discharge" (به فارسی: ترخیص) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪsˈtʃɑːrdʒ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to discharge» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان