
to disassemble
جداسازی
جملات مثال (6)
The bookshelf disassembles for easy storage.
قفسه کتاب برای ذخیره سازی آسان جدا می شود.
With the tiny kitten trapped in the part of the rear axle, the crew from Station 29 had to disassemble the entire back of the Maserati.
با بچه گربه کوچک که در قسمت محور عقب به دام افتاده بود ، خدمه از ایستگاه 29 مجبور شدند کل پشت مازراتی را از هم جدا کنند.
Once you're done, the unit can be disassembled and placed on the top rack of the dishwasher.
پس از اتمام کار ، این واحد را می توان جدا کرد و در قسمت بالای ماشین ظرفشویی قرار داد.
To do the cleaning, disassemble all the parts and clean each piece with a clean cloth and water.
برای انجام تمیز کردن ، تمام قسمت ها را جدا کرده و هر قطعه را با یک پارچه و آب تمیز تمیز کنید.
Petersen once had to disassemble a section of the house, brick by brick, to evict a hive of bees.
پیترسن یک بار مجبور شد بخشی از خانه ، آجر توسط آجر را جدا کند تا یک کندو زنبور عسل را بیرون بکشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to disassemble» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to disassemble» در آزمون GRE
لغت "to disassemble" (به فارسی: جداسازی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌdɪs.əˈsem.bəl/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to disassemble» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان