
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
A thread was hanging from the hem of her coat.
یک نخ از سجاف کت او آویزان بود.
Cover the first two-thirds of the shank with thread from the hook eye toward the bend.
دو سوم اول ساق را با نخ از چشم قلاب به سمت خم بپوشانید.
Over the years, more women have been added to their email thread.
با گذشت سالها ، تعداد بیشتری از زنان به موضوع ایمیل خود اضافه شده اند.
One of her colleagues backed her up on the same email thread.
یکی از همکارانش از او در همان موضوع ایمیل حمایت کرد.
With deft strokes of her needle and thread , Lowe brought out the best of her clients.
لاو با سکته مغزی سوزن و نخ خود ، بهترین مشتری های خود را به ارمغان آورد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «thread» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «thread» در آزمون GRE
لغت "thread" (به فارسی: رشته) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /θred/ است. مترادفهای این کلمه شامل screw thread, meander, weave میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «thread» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان