
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
The actor is known for being temperamental.
این بازیگر به دلیل خلق و خوی شناخته شده است.
The old computer is temperamental.
رایانه قدیمی خلق و خوی است.
They divorced due to temperamental differences.
آنها به دلیل اختلافات معتدل طلاق گرفتند.
Fractious and temperamental , Count Fleet won the Triple Crown in 1943, the sixth horse to do so.
Fractious و معتدل ، Count Fleet در سال 1943 در تاج سه گانه پیروز شد ، ششمین اسب برای انجام این کار.
My starter can be very temperamental when my house gets dry and chilly in the winter.
وقتی خانه من در زمستان خشک و سرد می شود ، استارت من می تواند بسیار معتدل باشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «temperamental» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «temperamental» در آزمون GRE
لغت "temperamental" (به فارسی: حساس) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌtem.pɚ.əˈmen.t̬əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل moody, erratic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «temperamental» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان