
orbital
adjective, nounمداری
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Over time, the bits of rock sloughed off the comet drift away from its orbital path, so the meteors spread out in space.
با گذشت زمان ، بیت های سنگی از دنباله دار از مسیر مداری خود دور می شدند ، بنابراین شهاب سنگ ها در فضا پخش می شدند.
The dial also shows the orbital position and phase of the Moon.
شماره گیری همچنین موقعیت مداری و مرحله ماه را نشان می دهد.
The plane is used as the first stage launch platform for the air launch stage of the smallsat orbital launch vehicle, the LauncherOne.
این هواپیما به عنوان اولین پلت فرم پرتاب مرحله برای مرحله پرتاب هوا از وسیله نقلیه پرتاب Orbital Smallsat ، LauncherOne استفاده می شود.
At the end of 60 minutes, the next orbital display kicks off at zero.
در پایان 60 دقیقه ، نمایشگر مداری بعدی با صفر شروع می شود.
It can be applied on forehead lines, between eyebrows, to the sides and top of the mouth, and along crow's feet and the orbital bone.
می توان آن را در خطوط پیشانی ، بین ابروها ، طرفین و بالای دهان و در امتداد پاهای کلاغ و استخوان مداری اعمال کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «orbital» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «orbital» در آزمون GRE
لغت "orbital" (به فارسی: مداری) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɔːr.bɪ.t̬əl/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «orbital» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان