
neurotransmitter
اسمانتقالدهنده عصبی
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
In fact, the ENS uses the same neurotransmitters as the brain.
در حقیقت ، ENS از همان انتقال دهنده های عصبی مانند مغز استفاده می کند.
Dopamine, a neurotransmitter known as the feel-good hormone, is part of the brain's reward system.
دوپامین ، یک انتقال دهنده عصبی که به عنوان هورمون احساس خوب شناخته می شود ، بخشی از سیستم پاداش مغز است.
There is a neurotransmitter in the brain called dopamine that is the brain's reward chemical.
یک انتقال دهنده عصبی در مغز به نام دوپامین وجود دارد که پاداش شیمیایی مغز است.
By blocking the neurotransmitter , acetylcholine, that makes your sweat glands turn on and do their jobs.
با مسدود کردن انتقال دهنده عصبی ، استیل کولین ، باعث می شود غدد عرق شما روشن شود و کارهای خود را انجام دهد.
Next, in 1976, it was proposed that DMT might be a neurotransmitter , akin to serotonin and dopamine, that has a functional role in the body.
در مرحله بعد ، در سال 1976 ، پیشنهاد شد که DMT ممکن است یک انتقال دهنده عصبی ، شبیه به سروتونین و دوپامین باشد که نقش عملکردی در بدن دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «neurotransmitter» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «neurotransmitter» در آزمون GRE
لغت "neurotransmitter" (به فارسی: انتقالدهنده عصبی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌnʊr.oʊ.trænsˈmɪt̬.ɚ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «neurotransmitter» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان