
minute
adjective, noun, verbدقیقه (واحد زمان)، مدت بسیار کم
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
I saw him a minute ago.
من همین چند دقیقه پیش او را دیدم.
The secretary read the minutes of the last meeting.
منشی صورتجلسهی نشست قبلی را خواند.
My house is just a few minutes from here.
خانهام فقط چند دقیقه با اینجا فاصله دارد.
One minute it was sunny; the next it was pouring rain.
یک دقیقه آفتابی بود، دقیقهی بعد باران سیلآسا میبارید.
Dinner will be ready in just a few minutes.
شام تا چند دقیقهی دیگر آماده میشود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «minute» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «minute» در آزمون GRE
لغت "minute" (به فارسی: دقیقه (واحد زمان)، مدت بسیار کم) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmɪn.ɪt/ است. مترادفهای این کلمه شامل hour, min, mo میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «minute» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان