
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
Her role in the project was minor.
نقش او در این پروژه جزئی بود.
The grant covered only a minor part of the cost.
این کمک هزینه تنها بخش جزئی از هزینه را در بر می گرفت.
The delay will be minor.
تأخیر جزئی خواهد بود.
He suffered a minor heart attack.
او دچار حمله قلبی جزئی شد.
I'm not worried about minor details.
من نگران جزئیات جزئی نیستم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «minor» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «minor» در آزمون GRE
لغت "minor" (به فارسی: مینور) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmaɪ.nɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل tike, nipper, youngster میشوند. متضاد آن major است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «minor» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان