
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The grant covered a major part of the cost.
این کمک هزینه بخش عمده ای از هزینه را در بر می گرفت.
Butter is one of the major ingredients in the recipe.
کره یکی از اصلی ترین مواد موجود در دستور العمل است.
None of his health problems are major.
هیچ یک از مشکلات بهداشتی وی مهم نیست.
Researchers have announced a major advance in the treatment of cancer.
محققان از پیشرفت عمده در درمان سرطان خبر داده اند.
She played a major role in the negotiations.
او نقش عمده ای در مذاکرات داشت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «major» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «major» در آزمون GRE
لغت "major" (به فارسی: اصلی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmeɪ.dʒɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل John Major میشوند. متضاد آن minor است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «major» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان