
intervention
اسممداخله
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
On the flip side of that, the economic costs of many of those interventions are very large.
از طرف دیگر ، هزینه های اقتصادی بسیاری از این مداخلات بسیار زیاد است.
Hence the need for Supreme Court intervention has been clear.
از این رو نیاز به مداخله دیوان عالی روشن است.
The latter would call for interventions that address the root of the health issue.
دومی خواستار مداخلات است که ریشه مسئله بهداشت را برطرف می کند.
For most clients the city assigns to an I.M.T. team, the intervention comes after decades of trouble.
برای اکثر مشتری ها که شهر به I.M.T اختصاص می دهد. تیم ، مداخله پس از چندین دهه مشکل انجام می شود.
Thanks to the intervention of Roberts and others like her, conditions in the camp improved.
با تشکر از مداخله رابرتز و دیگران مانند او ، شرایط در اردوگاه بهبود یافت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «intervention» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «intervention» در آزمون GRE
لغت "intervention" (به فارسی: مداخله) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌɪn.t̬ɚˈven.ʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل treatment, interposition میشوند. متضاد آن nonintervention, noninterference است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «intervention» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان