
informant
اسمخبرچین
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
The police were alerted to the plot by a paid informant.
پلیس توسط یک خبرچین پرداخت شده از این طرح هشدار داده شد.
We learned the language with the help of a native informant.
ما زبان را با کمک یک خبرچین بومی آموختیم.
And who's the informant who's ratting Jen out to the feds?
و چه کسی آگاه کننده ای است که جن را به فدرال های فدرال باز می کند؟
The deal went bad, Mr. Bloom wrote, and the two, along with an informant , fled to Beirut, Lebanon.
آقای بلوم نوشت ، این معامله بد شد و این دو به همراه یک خبرچین به بیروت ، لبنان گریختند.
But the user did not tell the informant how to make the payment.
اما کاربر به خبرچین نگفت که چگونه پرداخت را انجام دهد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «informant» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «informant» در آزمون GRE
لغت "informant" (به فارسی: خبرچین) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪnˈfɔːr.mənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل witness, witnesser, source میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «informant» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان