
implicit
صفتضمنی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
There is a sense of moral duty implicit in her writings.
احساس وظیفه اخلاقی ضمنی در نوشته های او وجود دارد.
I have implicit trust in her honesty.
من به صداقت او اعتماد ضمنی دارم.
But, for now, the implicit threat of more to come looms.
اما ، در حال حاضر ، تهدید ضمنی بیشتر از بین می رود.
Where there's some sort of implicit prompt or prompt that sort of in the background.
در جایی که نوعی سریع یا سریع آن در پس زمینه وجود دارد.
The abs selfies—and the implicit shaming that came with them—had to stop.
سلفی های ABS - و شرم آور ضمنی که با آنها همراه بود - متوقف شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «implicit» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «implicit» در آزمون GRE
لغت "implicit" (به فارسی: ضمنی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪmˈplɪs.ɪt/ است. مترادفهای این کلمه شامل unquestioning, inexplicit میشوند. متضاد آن explicit است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «implicit» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان