
fracture
noun, verbشکستگی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
She suffered a wrist fracture when she slipped on the ice.
هنگامی که روی یخ زد ، او دچار شکستگی مچ دست شد.
And the longer the war continues, the greater the risk of broader fractures across the Middle East.
و هرچه جنگ طولانی تر ادامه یابد ، خطر شکستگی های گسترده تر در خاورمیانه بیشتر می شود.
The good news: Gray did not suffer a fracture , only a bruise and a knot.
خبر خوب: گری دچار شکستگی ، فقط کبودی و گره نمی شد.
Martin arrived at the shelter in June and had a limp due to a fracture in one of his legs.
مارتین در ماه ژوئن وارد پناهگاه شد و به دلیل شکستگی در یکی از پاهای خود ، لنگه داشت.
The 25-year-old is returning from a right foot fracture.
این 25 ساله در حال بازگشت از شکستگی پای راست است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fracture» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fracture» در آزمون GRE
لغت "fracture" (به فارسی: شکستگی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfræk.tʃɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل break, geological fault, fault میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fracture» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان