
fowl
noun, verbماکیان
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
I spotted a long-legged fowl by the water's edge.
پرندهای پا بلند را در کنار آب دیدم.
The next pitch was singled to right field, where the fowl watched the fair ball fly by.
توپ بعدی به سمت راست زمین رفت، جایی که پرنده تماشاگر توپ سالم را نگاه میکرد.
But if the concept fails to fake flight, well, no harm, no fowl.
اما اگر این مفهوم از پرواز تقلیدی شکست بخورد، خب، نه آسیبی هست و نه «پرندهای».
In the field around us grew a grassy fern known as fowl mannagrass.
در مزرعهی اطراف ما گیاه چمنیای به نام «علف پرندهای» میرویید.
Don't cry fowl if you get burned by Dave's Hot Chicken.
اگر از مرغ سوخاری دِیو دهانت سوخت، فریاد «بیعدالتی» نزن!
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fowl» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fowl» در آزمون GRE
لغت "fowl" (به فارسی: ماکیان) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /faʊl/ است. مترادفهای این کلمه شامل bird, poultry میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fowl» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان