تصویر لغت fiscal

fiscal

adjective, noun

مالی

/ˈfɪs.kəl/
🏆GRE

مترادف‌ها

financial

متضادها

nonfinancial

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

Money Doesn't Grow on Trees!

جملات مثال (6)

The move aims to boost the country's fiscal revenue by $1.1 billion a year.

این اقدام با هدف افزایش درآمد مالی کشور 1.1 میلیارد دلار در سال است.

The retailer swung to a loss in its fiscal fourth quarter and for the full year ended April 1.

این خرده فروش در سه ماهه چهارم مالی خود و برای تمام سال منتهی به 1 آوریل به ضرر رفت.

Buck is a fiscal hawk from Colorado and a member of the Freedom Caucus.

باک یک شاهین مالی از کلرادو و عضو گروه آزادی است.

The small fiscal belt-tightening should help the Fed fight inflation, too.

تنگ شدن کمربند مالی کوچک باید به فدرال رزرو نیز کمک کند تا در مبارزه با تورم باشد.

There were fiscal restraints imposed on the show in order to continue making the show.

برای ادامه نمایش ، محدودیت های مالی در این نمایش تحمیل شده است.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «fiscal» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «fiscal» در آزمون GRE

لغت "fiscal" (به فارسی: مالی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfɪs.kəl/ است. مترادف‌های این کلمه شامل financial می‌شوند. متضاد آن nonfinancial است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات جی‌آر‌ای به شما کمک می‌کند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «fiscal» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان