
cookie
اسمکوکی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
She put a batch of cookies into the oven.
او یک دسته از کوکی ها را درون فر قرار داد.
You are one smart cookie.
شما یک کوکی هوشمند هستید.
This recipe makes about two dozen cookies.
این دستور العمل حدود دو ده کوکی ایجاد می کند.
Don't worry about her—she's a tough cookie.
نگران او نباشید - او یک کوکی سخت است.
The cheese pull, the fork breaking through the crust and the snap of a crisp cookie.
پنیر می کشید ، چنگال از پوسته و ضربه محکم و ناگهانی یک کوکی واضح می شکند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «cookie» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «cookie» در آزمون GRE
لغت "cookie" (به فارسی: کوکی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkʊk.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل biscuit, cooky میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «cookie» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان