
constitutional
adjective, nounقانوناساسی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Constitutional symptoms of the disease include headache and fever.
علائم قانون اساسی این بیماری شامل سردرد و تب است.
He has a constitutional dislike of controversy.
وی از عدم تمایل مشروطه از مشاجره برخوردار است.
The state then runs roughshod over your constitutional rights.
سپس دولت بر حقوق مشروطه شما Roughshod را اجرا می کند.
Australia does not have a broad constitutional right to freedom of speech, as in the United States.
استرالیا مانند ایالات متحده حق مشروطه گسترده ای برای آزادی بیان ندارد.
Biden has talked a lot recently about threats to constitutional procedure and the rule of law.
بایدن اخیراً در مورد تهدیدهای مربوط به رویه قانون اساسی و حاکمیت قانون بسیار صحبت کرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «constitutional» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «constitutional» در آزمون GRE
لغت "constitutional" (به فارسی: قانوناساسی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌkɑːn.stəˈtuː.ʃən.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل inherent, constitutive, integral میشوند. متضاد آن unconstitutional است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «constitutional» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان