
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
She was fed up with all the red tape and bureaucracy.
او با تمام نوارهای قرمز و بوروکراسی تغذیه شد.
Both candidates pledge to simplify the state's bloated bureaucracy.
هر دو کاندیدای متعهد به ساده کردن بوروکراسی نفخ ایالت هستند.
Once the bureaucracy was out of the way, there were still the logistics on the ground.
هنگامی که بوروکراسی از راه خارج شد ، هنوز تدارکات روی زمین وجود داشت.
But in the last year, I've been pleased with the bureaucracy finding a way.
اما در یک سال گذشته ، من از اینکه بوروکراسی راهی پیدا کردم خوشحال شدم.
My case, this time, is lost in the labyrinth of bureaucracy in Ankara.
پرونده من ، این بار ، در هزارتوی بوروکراسی در آنکارا گم شده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bureaucracy» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «bureaucracy» در آزمون GRE
لغت "bureaucracy" (به فارسی: بوروکراسی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /bjʊˈrɑː.krə.si/ است. مترادفهای این کلمه شامل bureaucratism میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bureaucracy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان