
advisory
adjective, nounمشورتی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
She is acting in an advisory role in the administration.
او در نقش مشورتی در دولت عمل می کند.
He attended a meeting of the advisory committee.
وی در جلسه کمیته مشورتی شرکت کرد.
Ryan Reynolds was among the first to speak out about the advisory notice in a post on X, formally known as Twitter.
رایان رینولدز جزو اولین کسانی بود که در یک پست در X ، که به طور رسمی با عنوان توییتر شناخته می شود ، در مورد اعلامیه مشاوره صحبت کرد.
Some of the talk is advisory , like that of a lecturer in advanced homicide.
برخی از صحبت ها مشاوره است ، مانند یک مدرس در قتل پیشرفته.
Other advisory areas were projected to see gusts in the 35 to 45 mph range.
پیش بینی می شد سایر مناطق مشاوره ای در محدوده 35 تا 45 مایل در ساعت شاهد شاهد باشند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «advisory» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «advisory» در آزمون GRE
لغت "advisory" (به فارسی: مشورتی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ədˈvaɪ.zɚ.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل consultatory, consultive, consultative میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «advisory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان