
weary
verb, adjectiveخسته
مترادفها
دستهبندی دستوری
verb, adjectiveجملات مثال (3)
I am weary of debating the same topic all day.
از اینکه هر روز در مورد موضوع یکسان بحث کنم، به شدت خسته هستم
The farmer grew weary of bringing in the harvest every year for the past forty summers.
کشاورز از برداشت هر ساله محصول طی چهل تابستان گذشته، به شدت خسته شد
Let me rest my weary bones here before the march commences.
اجازه بده قبل از اینکه رژه شروع شود اینجا خستگی ام در برود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «weary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «weary» در آزمون 504 Essential Words
لغت "weary" (به فارسی: خسته) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈwi(ə)rē// است. مترادفهای این کلمه شامل outwear, fag, wear upon, jade, tire میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «weary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان