
relieve
فعلتسکین دادن درد
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
The pills relieved the pain from the wound I received in the conflict.
قرص ها، درد ناشی از دردی را که در دعوا برداشته بودم، تسکین داد
A majority of the population wanted to relieve the mayor of his duty.
اکثریت مردم می خواستند که شهردار از سمت خود عزل شود
The peace agreement relieved us of the threat of an attack.
معاهده صلح، خیال ما را از تهدید حمله راحت کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «relieve» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «relieve» در آزمون 504 Essential Words
لغت "relieve" (به فارسی: تسکین دادن درد) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //riˈlēv// است. مترادفهای این کلمه شامل calm, palliate میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «relieve» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان