
unstable
صفتناپایدار ، بی ثبات
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
Some unstable people may panic when they find themselves in trouble.
بعضی از آدم های متزلزل وقتی دچار گرفتاری می شوند، ممکن است دچار وحشت شوند
I could detect that the drinking glass was unstable and about to fall.
متوجه شدم که لیوان نوشیدنی بی ثبات بود و داشت می افتاد
Cathy's balance became unstable because she was very weary.
وقتی "کتی" به شدت خسته شد، تعادلش بی ثبات شد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «unstable» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «unstable» در آزمون 504 Essential Words
لغت "unstable" (به فارسی: ناپایدار ، بی ثبات) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˌənˈstābəl// است. مترادفهای این کلمه شامل mentally ill, precarious, unsound, fluid میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «unstable» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان