
delinquent
noun, adjectiveمجرم ، متخلف
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
The youthful delinquent tried to avoid going to jail.
خلاف کار جوان سعی کرد از رفتن به زندان اجتناب کند
All delinquents are banned from the Student Council at school.
تمام مقصران از شورای دانش آموزی در مدرسه محروم هستند
If you are delinquent in paying your dues, you will be dropped from membership in the club.
اگر در پرداخت حق عضویت خود اهمال کنید، عضویت شما در باشگاه لغو خواهد شد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «delinquent» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «delinquent» در آزمون 504 Essential Words
لغت "delinquent" (به فارسی: مجرم ، متخلف) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //diˈliNGkwənt// است. مترادفهای این کلمه شامل derelict, remiss, overdue, juvenile delinquent, neglectful میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «delinquent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان