
torment
noun, verbعذاب دادن ، شکنجه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
Persistent headaches tormented him.
سر دردهای مکرر او را رنج می داد
The illustrations in our history text show the torments suffered by the victims of the French Revolution.
تصاویر موجود در کتاب تاریخ ما، نشان از رنج قربانیان انقلاب فرانسه دارد
The logical way to end the torment of doubt over the examination is to spend adequate time in study.
راه حل منطقی برای پایان بخشیدن به عذاب مربوط به امتحان، صرف نمودن وقت کافی برای مطالعه است
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «torment» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «torment» در آزمون 504 Essential Words
لغت "torment" (به فارسی: عذاب دادن ، شکنجه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈtɔːrment// است. مترادفهای این کلمه شامل torture, curse, bedevil, excruciate, anguish میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «torment» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان