
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The patient showed no obvious signs of distress.
بیمار علائم آشکاری از پریشانی نشان نداد.
Citizens voiced their distress over delays in fixing the problem.
شهروندان ابراز پریشانی خود از تأخیرها در رفع مشکل کردند.
He suffered severe emotional distress as a result of the accident.
وی در نتیجه حادثه دچار پریشانی شدید شد.
The seas were rough, with waves up to nearly 10 feet, when the crew sent out the distress call.
دریاها خشن بودند و امواج تقریباً 10 فوت داشتند ، هنگامی که خدمه تماس پریشانی را ارسال کردند.
Our minds jump to the worst-case scenario in times of distress.
ذهن ما در مواقع پریشانی به بدترین حالت می پرید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to distress» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to distress» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to distress" (به فارسی: ناراحتی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈstres/ است. مترادفهای این کلمه شامل suffering, distraint میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to distress» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان