
sensitive
noun, adjectiveحساس ، زود رنج
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
The eye is sensitive to light.
چشم به نور حساس است
From the experiment we may conclude that mercury in a thermometer is sensitive to changes in temperature.
از آن ازمایش می توانیم استنتاج کنیم که جیوه در دماسنج، به تغییرات درجه حرارت حساس است
James is sensitive about his wretched handwriting.
جیمز نسبت به دست خط بد خود، حساس است
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sensitive» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «sensitive» در آزمون 504 Essential Words
لغت "sensitive" (به فارسی: حساس ، زود رنج) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈsensətɪv// است. مترادفهای این کلمه شامل spiritualist, sensible, sore, medium, tender میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sensitive» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان