
rapid
noun, adjectiveسریع
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
We took a rapid walk around the camp before breakfast.
ما قبل از صبحانه گشت سریعی اطراف اردوگاه زدیم
If you work rapidly ,you can complete the test in twenty minutes.
اگر سریع کار کنی می توانی امتحان را ظرف بیست دقیقه تمام کنی
The response to the surprise attack was a rapid retreat.
واکنش نسبت به حمله غیر مترقبه، یک عقب نشینی سریع بود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «rapid» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «rapid» در آزمون 504 Essential Words
لغت "rapid" (به فارسی: سریع) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈrapid// است. مترادفهای این کلمه شامل fast, speedy میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «rapid» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان