
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
He was given a miserly raise.
به او یک افزایش بدبختانه داده شد.
The late-October day was peeled and cool; the light was miserly by six, the last remnants clawed in weak scratches across the sky.
روز اواخر اکتبر لایه برداری و خنک شد. این چراغ توسط شش ساله بود ، آخرین بقایای آنها در خراش های ضعیف در سراسر آسمان چسبانده بود.
Some people are rich but miserly ; most people are lazy and in debt.
برخی از افراد ثروتمند اما بدبخت هستند. بیشتر مردم تنبل و بدهی هستند.
The wage increase of $8.25 a month seems a miserly addition.
افزایش دستمزد 8.25 دلار در ماه به نظر می رسد علاوه بر این بسیار بد است.
Partly as a result, the stock trades for a miserly three times earnings.
تا حدودی در نتیجه ، سهام سه بار درآمد بد را معامله می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «miserly» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «miserly» در آزمون 504 Essential Words
لغت "miserly" (به فارسی: تنگنظر) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmaɪ.zɚ.li/ است. مترادفهای این کلمه شامل tight, mingy میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «miserly» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان