
probe
noun, verbکاوش کردن ، پویشگر
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The lawyer probed the man's mind to see if he was innocent.
وکیل ذهن مرد را کاوید تا ببیند بیگناه است یا نه.
After probing the scientist's theory, we proved it was correct.
پس از بررسی نظریهٔ دانشمند، ثابت کردیم که درست است.
King Henry's actions were carefully probed by the noblemen.
اقدامات شاه هنری با دقت توسط اشراف بررسی شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «probe» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «probe» در آزمون 504 Essential Words
لغت "probe" (به فارسی: کاوش کردن ، پویشگر) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //prōb// است. مترادفهای این کلمه شامل dig into, poke into, investigation, examine میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «probe» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان