تصویر لغت burden

burden

noun, verb

تحمیل کردن ، بار

//ˈbərdn//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

loadburthenonusincumbrancesaddle

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 5 - کلمات 49 تا 60

جملات مثال (3)

The burden of the country's safety is in the hands of the President.

بار مسئولیت امنیت کشور بر دوش رئیس‌جمهور است.

Irma found the enormous box too much of a burden.

ایرما جعبهٔ عظیم را باری سنگین یافت.

Ricky carried the burden throughout his college career.

ریکی بار مسئولیت را در طول دوران دانشگاهش بر دوش کشید.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «burden» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «burden» در آزمون 504 Essential Words

لغت "burden" (به فارسی: تحمیل کردن ، بار) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈbərdn// است. مترادف‌های این کلمه شامل load, burthen, onus, incumbrance, saddle می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «burden» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان