
preoccupied
verb, adjectiveمشغول و گرفتار
مترادفها
دستهبندی دستوری
verb, adjectiveجملات مثال (3)
Getting to school in time for the test preoccupied Judy's mind.
به موقع رسیدن به مدرسه برای امتحان,ذهن جودی را به خود مشغول کرد
My boss is always preoccupied with ways of cutting down on the workers' lateness.
رئیس من همیشه ذهنش درگیر شیوه های کاهش تاخیر کارمندان است
Charity cases preoccupied Mrs. Reynaldo's attention.
امور خیریه تمام توجه خانم رینالدو را به خود مشغول کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «preoccupied» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «preoccupied» در آزمون 504 Essential Words
لغت "preoccupied" (به فارسی: مشغول و گرفتار) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //priˈɑːkjupaɪd// است. مترادفهای این کلمه شامل engaged, obsessed, lost, bemused میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «preoccupied» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان