تصویر لغت morsel

morsel

اسم

لقمه ، مقدار کم

//ˈmôrsəl//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

bitebit

دسته‌بندی دستوری

اسم

درس

درس 19 - کلمات 217 تا 228

جملات مثال (3)

When Reynaldo went into the restaurant, he pledged to eat every morsel on his plate.

وقتی "رینالدو" وارد رستوران شد، قول داد که هر لقمه (غذا) در بشقابش بخورد

Suzanne was reluctant to try even a morsel of the lobster.

سوزان اکراه داشت که حتی یک لقمه از غذای خرچنگ را بخورد

If you had a morsel of intelligence, you would be uneasy, too.

اگر یک ذره عقل داسته باشی تو هم نگران خواهی شد

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «morsel» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «morsel» در آزمون 504 Essential Words

لغت "morsel" (به فارسی: لقمه ، مقدار کم) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈmôrsəl// است. مترادف‌های این کلمه شامل bite, bit می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «morsel» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان