
harvest
noun, verbدرو کردن ، محصول
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
This year's harvest was adequate to feed all our people.
محصول امسال به اندازه کافی بود تا همه مردم ما را سیر کند
The farmer decided to expand his fields so that he would get a bigger harvest.
کشاورز تصمیم گرفت مزرعه خود را گسترش دهد تا محصول بیشتری برداشت نماید
If the harvest is poor, there is always the possibility of a famine.
اگر محصول کم باشد همیشه احتمال وجود قحطی است
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «harvest» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «harvest» در آزمون 504 Essential Words
لغت "harvest" (به فارسی: درو کردن ، محصول) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈhärvist// است. مترادفهای این کلمه شامل reap, crop, harvest time, harvesting, harvest home میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «harvest» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان