
idle
noun, verb, adjectiveبیکار ، تنبل
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verb, adjectiveجملات مثال (3)
Any attempt to study was abandoned by the student, who idled away the morning.
دانش آموزی که صبح ها وقت خود را به بطالت می گذراند، دست از تلاش برای درس خواندن برداشت
The idle hours of a holiday frequently provide the best time to take stock.
ساعات بیکاری روزهای تعطیل، غالبا بهترین زمان را برای شما فراهم می کند که به خودتان برسید
Do not deceive yourself into thinking that these are just idle rumors.
خودت را با این تفکر گول نزن که اینها فقط شایعات بی اساس هستند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «idle» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «idle» در آزمون 504 Essential Words
لغت "idle" (به فارسی: بیکار ، تنبل) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈīdl// است. مترادفهای این کلمه شامل unused, baseless, slug, tick over, dead میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «idle» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان