
fertile
صفتبارور ، حاصل خیز
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
Chicks hatch from fertile eggs.
جوجه از تخم مرغ نطفه دار بیرون می آید
The loss of their fertile lands threw the farmers into a panic.
از دست دادن زمین های حاصلخیز کشاورزان، باعث به وحشت افتادن آنها شد
A fertile mind need never be uneasy about finding life uneventful.
یک ذهن خلاق از اینکه زندگی را یکنواخت می بیند، هرگز احساس پریشانی نمی کند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fertile» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fertile» در آزمون 504 Essential Words
لغت "fertile" (به فارسی: بارور ، حاصل خیز) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈfərtl// است. مترادفهای این کلمه شامل fecund, rich, productive, fat, prolific میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fertile» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان