
confident
صفتمطمئن
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
Judge Emery was confident he could solve the conflict.
قاضی "امری" خاطر جمع بود که می تواند دعوا را حل و فصل نماید
When he lifted the burden, Scotty was confident he could carry it.
وقتی که "اسکاتی" بار را بلند کرد، مطمئن بود که می تواند آن را حمل کند
Annette was confident she would do well as a nurse.
آنتی مطمئن بود که به عنوان یک پرستار در کارش موفق خواهد بود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «confident» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «confident» در آزمون 504 Essential Words
لغت "confident" (به فارسی: مطمئن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈkänfədənt// است. مترادفهای این کلمه شامل convinced, surefooted, positive, sure-footed میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «confident» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان