
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Does he have the capacity to handle this job?
آیا او توانایی رسیدگی به این کار را دارد؟
He was acting in his capacity as judge.
او به عنوان قاضی در ظرفیت خود عمل می کرد.
The disease causes a deterioration of breathing capacity.
این بیماری باعث خراب شدن ظرفیت تنفس می شود.
The nightclub has a 1,000-person capacity.
کلوپ شبانه ظرفیت 1000 نفری دارد.
The hall reached capacity about the time Sonic Youth hit the stage.
این سالن در مورد زمان برخورد جوانان صوتی به صحنه رسید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «capacity» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «capacity» در آزمون 504 Essential Words
لغت "capacity" (به فارسی: ظرفیت) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəˈpæs.ə.t̬i/ است. مترادفهای این کلمه شامل mental ability, electrical capacity میشوند. متضاد آن incapacity است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «capacity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان